تبليغاتX
JavaScript Codes صدا كن مرا
صداى تو خوب است صداى تو سبزينه ى آن گياه عجيبى است كه در انتهاى صميميت حزن مى رويد

http://www.pasargad0098.blogfa.com

+ نوشته شده در  ساعت 11:12 AM  توسط فائزه | 

                           نه !

                           هرگز شب را باور نکردم

                           چرا که

                                       درفراسوی دهلیزش

                            به امید دریچه ای

                                                      دل بسته بودم !

 

+ نوشته شده در  ساعت 6:27 PM  توسط فائزه | 
با تو ام ای سهراب،ای به پاکی چون آب...

یادته گفتی بهم تا شقایق زنده ست زندگی باید کرد،

نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مرد،دیگه با چی کسی رو دلخوش کرد

یادته گفتی بهم اومدی سراغ من نرم و آهسته بیا که مبادا ترکی برداره چینی نازک تنهایی تو،

اومدم آهسته ، نرم تر از یک پر قو،خسته از دوری راه،خسته و چشم به راه

یادته گفتی بهم عاشقی یعنی دچار،فکر کنم شدم دچار

تو خودت گفتی چه تنهاست ماهی اگه دچار دریا باشه،

آره تنها باشه،یارغم ها باشه

یادته می گفتی گاه گاهی قفسی می سازم می فروشم به شما،

تا با آواز شقایق که در آن زندانیست دل تنهایی تان تازه شود

دیگه حتی اون شقایق که اسیر قفسه،سهراب!ساحل یک نفسه

نیست که تازگی بره این دل تنهایی من

پس کجاست اون قفس شقایقت،منو با خودت ببر به قایقت

راست می گفتی کاش مردم دانه ها ی دلشان پیدا بود،آره کاشکی دلشون شیدا بود

من به دنبال یه چیز بهترینم سهراب!

تو خودت گفتی بهم:

بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه ی عشق تر است

با تو ام اى سهراب!

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:53 PM  توسط فائزه | 

زرد است که لبریز حقایق شده است

تلخ است که با درد موافق شده است

عاشق نشدی و گرنه می فهمیدی

پاییز بهاریست که عاشق شده است

+ نوشته شده در  ساعت 9:20 PM  توسط فائزه | 
 

دلش گرفته بود...اما نمی دانست چرا! به ياد آوردم روزهايی را كه هميشه لبخند قفل سكوتهای

سنگينش را می شكست،روزهايی كه هيچگاه از دلتنگی نمی گفت.اما اين بار آسمان دلش

ابری بود...ابری و بارانی...حتی ستاره ی ضعيفی سوسو نمی زد و در پس باران رنگين كمانی

در آسمان پيدا نمی شد.حتی حوصله ی باريدن هم نداشت... 

حرفهايش مثل هميشه نبود...بر هر واژه غباری از غم نشسته بود اما مهربانی پاك خداوندی در

انتهای كلامش موج می زد...

چقدر غريب بود این سکوت ها واین نگفتن ها و دلتنگ شدن ها.و چه رنج آور است هنگامی که 

سراپا گوش شوی و آماده ی شنیدن باشی اما لب ها خاموش و بی صدا باشند. من از او

دور بودم اما به خوبی و با تمام وجود احساسش را درک می کردم  و به دوباره آفتابی شدن دل

مهربانش ایمان داشتم....

ای کاش می دانستم چه چیز قایق کوچک دریای دلش را شکسته و چه چیز باعث این همه نمی

دانم ها شده و افکار زیبایش را مشوش کرده است... گرچه نمی دانستم در ذهنش چه می گذرد

و از کدام دریچه به زندگی می نگرد اما به یادش نوشتم به یاد سکوتش به یاد دلتنگی اش و به یاد

روزهای سراسر خاطره...

نوشتم تا بداند كه گاهی سکوت بلندترین فریادهاست...

دلش گرفته بود...اما نمي دانست چرا!

+ نوشته شده در  ساعت 11:4 AM  توسط فائزه | 
حسین نام شگرفی است بر تارک هستی

حسین شرافتی است بی همتا بر فراز تاریخ

چه شگفت آور است سرداری سرهای بریده

رشک بهشت است آنجا که کویر جان از زلال حسین بنوشد

و تمنای سعادت که دل گرفتارش آید...

+ نوشته شده در  ساعت 1:25 PM  توسط فائزه | 

سکوتی بر لبانم

فریادی در دلم

با چراغ غم تنهایی

در گذر از کوچه های بی چراغ

می خوانم با باران

پنجره را که باز کنی

صدایم را خواهی شنید...

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:3 PM  توسط فائزه | 
دلم هوایت را کرده...می نویسم از روزهای با تو بودن.روزهای با تو زیستن.نمی دانی چقدر سخت است بی تو زنده بودن و برای هیچ زندگی کردن.نمی دانی چقدر غم انگیز است روزها را بی تو به شب رساندن و با آرزوهای مرده شب را تا سپیده نخوابیدن...

تمام وجودم می لرزید آن لحظه ای که محو تو شده بودم و آن دمی که چشمانم به نگاه تو خیره شده بود و تو بی آنکه به من توجهی کنی نگاه معصومت را دزدیدی و پشت حرمت شب پنهان کردی.تو بهتر از هرکس می دانستی که من گرفتار وجودی شده ام که در سراسر تنم ریشه کرده و فکرش لحظه ای مرا رها نمیکنه.اما...اما دگر هیچ...

همیشه از روزی می ترسیدم که تنها شوم.می ترسیدم از روزی که دیگر ارزشی برایت نداشته باشم.اما خیلی وقت است که این روزها به ماه و ماه ها به سال تبدیل شده.دلم هوایت را کرده.هوای چشمان بارانی ات.هوای دستان پر مهرت که همیشه امید بخش زندگی ام بود.اما چه زود این خوشی ها را از من دریغ داشتی...

افسوس و هزاران افسوس که زندگی مانند پرده ی نمایش لحظه ای از جلوی چشمانمان می گذرد و ما را با خاطرات تلخ و شیرینش به رویا فرو می برد.بعضی از این نمایش درس زندگی می گیرند و بعضی چون من فقط غرق در خوشی های زودگذر می شوند...

همه چیز مانند خواب بود.خوابی کوتاه و زمستانی.همیشه فکر می کردم در نبرد با زندگی من پیروز میدان هستم اما این زندگی بود که از من انتقام گرفت.حتی فکر لحظه ای بی تو بودن به ذهنم خطور نمی کرد ولی سال هاست که تنهایم گذاشتی...تو رفتی...تو همیشه آرزویت این بود که روزی معشوق واقعی ات را ببینی و برای این آرزو روزشماری می کردی.اما یادت می آید که می گفتی همیشه با من خواهی ماند.یادت می آید که می گفتی لحظه ای مرا ترک نخواهی کرد و همیشه به یادم خواهی بود اما تو...

آری تو به عشقت رسیدی اما من سال هاست که عشقم را از دست داده ام.من گرفتار سکوتی شده ام که هیچ بغضی آن را نمی تواند بشکند.من در پس ابرهای تاریک به بهای گستاخی ام تو را از دست دادم و سال هاست که تاوان این گستاخی را پس می دهم و خودم را مستحق مجازات پروردگارم می دانم.تنها آرزویم این است که تو را برای یکبار و فقط یکبار دیگر ببینم...

آه...چقدر دلم هوایت را کرده است...

+ نوشته شده در  ساعت 6:0 PM  توسط فائزه | 

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همان دوست داشتن زیباست

+ نوشته شده در  ساعت 3:28 PM  توسط فائزه | 

+ نوشته شده در  ساعت 3:40 PM  توسط فائزه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مرا کسی نساخت
خدا ساخت
نه آنچنان که کسی میخواست
که من کسی نداشتم
کسم خدا بود
کس بی کسان
او بود که مرا ساخت
آنچنان که خودش خواست
نه از من پرسید...
و نه از آن "من دیگر"م
من یک گل بی صاحب بودم
مرا از روح خود در آن دمید
و بر روی خاک
و در زیر آفتاب
تنها رهایم کرد...
"مرا به خودم وا گذاشت"


نوشته های پیشین
دی 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
پیوندها
یاور همیشه مومن/امیر حسین
به نام یگانه معشوق/ساجده جون
دو همراه/عليرضا
فقط آدميت/آرش
red rose/سينا
ساعتى با شعر من/على
شب های رمانتیک/عماد
ياد تو آرامشى است.../عرفان
دوستت دارم/غزل جون
گيسوى شب/مينا جون
دو قلو ها/زهرا و پردیس
دریای نیلگون عشق/محسن
مرگ در تنهايى(عاشقانه)/مهدى
خورشيد شب/حسن
آسمان و ريسمان/فواد
ترانه های من/رضا
این نسل همچنان.../مصطفی
جوک(خنده)/حسین
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

Time spent here: